آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

209

سفرنامه كازاما ( فارسى )

ويرانه‌هاى تيسفون برجاى مانده است هم از اين درخت است . سرو در ايران هم زياد است ، و در روزگار باستان به نشانهء نيايش به همتاى ونوس ( يا ، ناهيد ) نشانده مىشد . تعزيه در ايران در جاى بخشى از آيين عزادارى محرم شيعيان پديد آمده و ساخته شده است . آواى موسيقايى آن مانند صداى كودكان تند و تيز و روشن است ، و تا اندازه‌اى شبيه آواز صحنهء نمايش چين ، كه دنبالهء كليد سياه ( در موسيقى و نت‌هاى آن ) است . مايهء آوازهاى امروزين هم كه ايرانيان در كوى و گذر مىخوانند همچون تعزيه‌خوانى به گوش مىآيد . تعزيه را ، چنان كه پيشتر ياد شد ، نامسلمانها پوشيده و پنهان ( - از پشت پرده ) هم اجازه ديدن ندارند ، اما در قديم از جايگاه سلطنتى و از طاقنماهاى بالا ، آن را مىديدند . اين نمايش در تماشاخانهء سلطنتى در ارك شاهى اجرا مىشد . اين عمارت تقريبا مانند ميدان نمايش رزمى روم ساخته شده و با اثاثه و زينت‌هاى نفيس ايرانى آراسته شده بود . در ميان اين بنا ، صحنهء دايره شكلى از مرمر بود . « 1 » بنجامين نخستين وزيرمختار امريكا در ايران نوشته است كه به لطف يكى از

--> ( 1 ) . وصف تكيهء دولت است . مهديقلى هدايت دربارهء آن نوشته است : « در دههء عاشورا در تكيهء دولت عزادارى مفصل مىشد ، وزراء و امراء تأسى مىكردند ، و از براى مردم هم فال بود و هم تماشا . مقدمهء روضه‌خوانى مىشد ، سپس شبيه درمىآوردند . دستهء تعزيه‌خوان معلم در آواز و نقش خود تربيت شده بودند ؛ مشهور آنها ملا حسين امام‌خوان ، جهانگير مسلم‌خوان بودند ، و جمعى پسربچه‌هاى خوش‌آواز . در لباس و ملزومات تجمل بسيار مىشد . شبها تكيه چراغان بود . انعامها و خلعت‌ها مرحمت مىگرديد . دور تكيه بيست طاقنما است : مرتبهء تحتانى را وزراء و امراء مىبستند ، مرتبهء وسط و فوقانى در پس زنبورى مخصوص حرم بود . در يكى از حجرات شاه جلوس مىكرد . . . در تزئين رقابت مىكردند . . . از شب‌هاى آخر شبى ناصر الدين شاه گردش مىكردند . صاحبان طاقنما پيش‌كشيها تقدم مىكردند . يكى از طاقنماها كه متعلق به پدرم بود ده روزه هشتصد الى هزار تومان خرج برمىداشت . تكيهء اطراف سكو از زنها پر مىشد ، قريب به شش هزار نفر . مردها راه نمىيافتند . . . ( خاطرات و خطرات ، ص 87 و 88 )